تبلیغات
زمزمه های بارانی - باران


زمزمه های بارانی

الهی! بازآمدیم بادودست تهی... چه باشداگرمرهمی براین خستگان نهی.....

گفتی بارانم

من بودم و تنهایی و یک راه بی انتها
یک عالم گله و خدایی بی ادعا
گم شده بودم میان دیروز و فردا
تا تو را یافتم.. با تو خودم را یافتم


چتردرباران...

ایستاده ام
در اتوبوس
چشم در چشم‌های نا گفتنی اش.

یک نفر گفت:
«آقا
جای خالی
بفرمایید»

چه غمگنانه است
وقتی در باران
به تو چتر تعارف می‌کنند.









وقتی که تو...

وقتی که تو بارانی می‌شوی در آسمان چشمانت غرق می‌شوم و فراموش می‌کنم که هوا پاییزی است. برخیز تا پنجره‌ها را به روی خزان ببندیم، بیم دارم خزان خاطراتمان را غارت کند. باغچه از حجم علفهای هرز سکوت انباشته شده. از خلوت کوچه دلم می‌گیرد و هنوز در انتظار بارانی شدن چشمانت هستم. هر چند که می‌دانم بارانی شدن، دل آسمانی می‌خواهد.



:قالبساز: :بهاربیست:



پارک ایران - آیدان اورجینال - عینک دید در شب - اخبار روز - آگهی رایگان