تبلیغات
زمزمه های بارانی - علی اکبر


زمزمه های بارانی

الهی! بازآمدیم بادودست تهی... چه باشداگرمرهمی براین خستگان نهی.....

پیکرت مانند تسبیحی است که از هم وا شده

تیغ و تیر و نیزه روی بیت بیتت جا شده

طعنه و زخم زبان قد تو را خم کرده است

قد تو حالا شبیه مادرم زهرا شده ...

آن قدر روی تنت شمشیر و نیزه تاخته...

قد تو رعنای من، رعناتر از طوبی شده

مادری پهلو شکسته رو به رویت آمده

کوچه، سیلی، میخ در معنا شده

واژه های بر زبانم کمتر از حد تواند

برکهٔ شعرم به شوق نام تو دریا شده

نوشته شده در یکشنبه 5 آذر 1391 ساعت 10:22 ب.ظ توسط مسافر |نظرات |


:قالبساز: :بهاربیست:



پارک ایران - آیدان اورجینال - عینک دید در شب - اخبار روز - آگهی رایگان